تـــک درخـت دلـــــم ســــوخـت بگـــــذار جنگـل بســـــــوزد
سال هاست که کوچه های غبار گرفته را با قدم های راسخ در امتداد بهشت می پیمایم و هنوزهم نیافته ام.سال هاست که سپیده ی دل را افق اسفناکی ربوده است و فقط ظلمات است که دیده میشود.من روزگارم را با اندوه می گذرانم.من به دنبال تو،تمام دریاها،جاده ها و بیابان ها را می گردم.هنوز هم دیر نیست..برگرد تا لحظاتم بهاری شود..برگرد...

خدایـــا شکـــرت ، شکـــرت که فهمـــیدم که نفهمـــیدم
من كه گفتم از دلت خبر ندارم تو نگفتي ميرم و تنهات ميذارم
دلم از روزي که رفتي بي قراره عزيزم طاقت دوري تو ندارم
چرا با خاطره ها تنهام گذاشتي شايدم دروغ بودن دوسم نداشتي
غم و غصه تو دله من موندگاره ميدونم که گريه هام فايده نداره
دل بي قراره، طاقت دوري نداره مي خوام ببينم گل نازمو دوباره
خدا ، خدايا دل من آروم نداره خدا ، خدايا دل من يه بي قراره
بـيــــا برگــــــرد بـي تـــو تـنهــــــــام